غزل شمارهٔ ۱۷۰
مباد دیده روشن چو در نظر تو نباشی
بصر مباد کسی را که در بصر تو نباشی
مباد پسته و شکر چو از دهان و لب خویش
درون مجلس دل پسته و شکر تو نباشی
مرا به مجلس مستان شراب ناب نباید
اگر ز چشم و ز لب نقل ماحضر تو نباشی
کجا علاج پذیرد جراحت دل ریشم
شفای سینه ی مجروح من اگر تو نباشی