غزل شمارهٔ ۱۷۵

از نرگس خوش خواب تو در عین سیاهی

ماه رخ تو آینه صنع الهی

سودا زده چشم تو صد جادوی بابل

در چاه زنخدان تو صد یوسف چاهی

در وصف تو هر کس به تصور سخنی گفت

اوصاف کمال تو نگفتند که ماهی

بخت من و زلف تو مرا کرده پریشان

ای بخت سیاه از من سرگشته چه خواهی