شمارهٔ ۲۱ - در مدح اتسز خوارزمشاه

جانا فکنده ام ز غم تو سپر بر آب

وز اشک دیده ساخته‌ام مستقر در آب

آتش علم گرفت مرا در میان دل

تا من فگندم از غم عشقت سپر بر آب

من در میان آتش و این نادره نگر :

کز چشم من رسیده بهر هفت کشور آب

بی خواب مانده ام ، که گرفتست در غمت

از دیدگان مرا همه بالین و بستر آب