شمارهٔ ۳۰ - نیز در ستایش اتسز
جانا ، رهی ز مهر تو بردل رقم زدست
مردانه وار در صف عشقت قدم زدست
بر جان ز حادث زمانه رقم زدند
آنرا که او ز عشق تو بر دل رقم زدست
بس دل که در رکاب تو دست متابعت
اندر دوال گوشهٔ فتراک غم زدست
چشم ز هجرت ، ای بقم از روی تو خجل
بر برگ زعفران من آبقم زدست