شمارهٔ ۹۴ - در مدح مجد‌الدین علی بن جعفر

زان زلف بی‌قرار دلم گشت بی‌قرار

زان چشم پر خمار سرم گشت پر خمار

سر پر خمار خوش تر و دل بی‌قرار به

زان چشم پر خمار وزان زلف بی‌قرار

چون تارهای زلف تو گشتست روز من

ای تارهای زلف تو همچون شبان تار

اندر هلاک جان و دل من چرا کند

بی آب چشم تو عمل تبغ آبدار ؟