شمارهٔ ۹۶ - رد العجز الی الصدر در مدح اتسز

قرار از دل من ربود آن نگار

بدان عنبرین طرهٔ بی قرار

نگارست رخسارهٔ من ربود آن نگار

ز هجران رخسارهٔ آن نگار

کنار من از دوست تا شد تهی

مرا پر شد از خون دیده کنار

خمارست در سر مرایی قیاس

در اندوه آن نرگس پر خمار