شمارهٔ ۱۳۱ - در مدح علاءالدوله اتسز

تا شد دلم بمهر بتان مایل

خواب و قرار گشت زمن زایل

بی‌خواب و بی‌قرار شود لابد

هر کو شود بمهر بنان مایل

لشکر برفت و رفته نگارینم

معشوق لشکری نکند عاقل

اندوه کرد بر دلم حمله

با دیدمش نشسته بر آن محمل