شمارهٔ ۱۴۹ - هم در مدح اتسز گوید

ای کفت بحر ایادی و دلت کان علوم

در معلی ز تو آموخته افلاک رسوم

گشته از کف تو آثار مسایی مشهود

شده از طبع تو اسرار حقایق معلوم

در کف حاسد تو سوسن آزاده چو خس

در کف ناصح تو آهن فولاد چو موم

نیست با وجود تو در گرد جهان یک مسکین

نیست با عدل تو در روی زمین یک مظلوم