شمارهٔ ۱۹۲ - در مدح ملک اتسز

نگارا ، تا تو از سنبل تر از ارغوان کردی

رخ چون ارغوان من برنگ زعفران کردی

ز مشک روی من کافور پیدا گشت از آن حسرت

که تو کافور روی خود مشک اندر نهان کردی

چون ماه آسمان تا روی تو خرمن زد از عنبر

مرا از عشق سرگردان چو ماه آسمان کردی

بصنعت در جوار عدل ظلمی را امان دادی

بحیلت از کنار شرع کفری را عیان کردی