شمارهٔ ۱۹۵ - در مدح ملک اتسز

ز عشقت ، ای عمل غمزهٔ تو خون خواری

بسی کشید تن مستمند من خواری

مراست عیش دژم تا شدی ز دست آسان

چگونه عیشی ؟ با صد هزار دشواری

بدان دو چشم دژم عیش من دژم خواهی

بدان دو زلف سیه روز من سیه داری

طلب همی کنی آزار من ، خداوندا

روا بود که مرا بی گنه بیازاری ؟