شمارهٔ ۱۹۷ - نیز در مدح اتسز

جانا ، لب چون شراب داری

رخساره چو آفتاب داری

در پیش ضیای آفتابت

از ظلمت شب نقاب داری

جمله نمکی و جان ما را

بر آتش غم کباب داری

بی آن لب چون شکر ، تنم را

همچون شکر اندر آب داری