شمارهٔ ۲۰۵ - در مدح ملک اتسز

در آمد از غم تو ، ای بخوبی ارزانی

بکار من چو سر زلف تو پریشانی

کنم بطبع فدای تو دیده و دل و جان

که تو عزیزتر از دیده و دل و جانی

بنفشه زلفی و گل خدی و چه می گویم؟

همه سراسر خود دسته های ریحانی

اگر بساط کف پای تو کنم دیده

روا بود ، که سزای هزار چندانی