شمارهٔ ۴ - نیز در مدح اتسز

ای توتیای دیدهٔ من خاک کوی تو

کم گشته آبروی من از عشق روی تو

همچون نسیم خلد بود نزد من بقدر

بادی که او نشان دهد از خاک کوی تو

ای یوسف زمانه، چو یعقوب بود

کارد بمن نسیم سحرگاه بوی تو ؟

پشتم خمیده گشت چو چوگان ز بار غم

در آرزوی آن ز نخ همچو گوی تو