شمارهٔ ۱۸ - دربارۀ ملک اتسز

شاها ، خدایگانا ، آنی که لحظه ای

از بیم خنجر تو نیارد غنود چرخ

در روزگار دولت تو همچو ماتمی

پوشد ز هیبت تو لباس کبود چرخ

تا رفت جز براه وفاقت نرفت ماه

تا بود جز بحکم مرادت نبود چرخ

از روی فخر گوهر اکلیل خویش ساخت

هر نکته کان ز لفظ شریفت شنود چرخ