شمارهٔ ۱۸ - در مدح ملک اتسز

ای شه ، که بجامت می صافیست ، نه درد

اعدای ترا ز غصه خون باید خورد

گر دشمنت ، ای شاه ، بود رستم گرد

یک خر ز هزار اسب نتواند برد