شمارهٔ ۲

دلم در عاشقی زار اوفتادست

بدست رنج و تیمار اوفتادست

ستم کش بایدم بودن بنا کام

که معشوقت ستمگار اوفتادست

نکو رویست و بدخویست و نشگفت

که گل در صحبت خار اوفتادست

بلای جان خلقست و دل من

بصد جانش خریدار اوفتادست