بخش ۱۸

در مراتب وجد عارفانه و شور عاشقانه و اشاره به حال خود در انتساب سلوک به حضرت پیرو مرشد صافی ضمیر خود کثر اللّه افاضاته گوید:

باز وقت آمد که مستی سرکنم

وز هیاهو گوش گردون، کر کنم

از در مجلس در آیم، سرگران

بر زمین، افتان و بر بالا، پران

گاه رقصان در میان؛ گه در کنار

جام می دستی و دستی زلف یار

بخ بخ ای صهبای جان پرورد ما