۲۴ - النوبة الثانیة
قوله تعالى: قَدْ نَرى تَقَلُّبَ وَجْهِکَ فِی السَّماءِ الآیة...
این آیت از روى معنى مقدم است بر سَیَقُولُ السُّفَهاءُ مِنَ النَّاسِ که تا قبله با کعبه نگردانیدند ایشان نگفتند ما وَلَّاهُمْ عَنْ قِبْلَتِهِمُ الَّتِی کانُوا عَلَیْها و سبب نزول این آیت آن بود که مصطفى آن گه که در مکه بود پیش از هجرت نماز به کعبه کردى، پس چون هجرت کرد به مدینه رب العزة وى را فرمود تا نماز بصخره بیت المقدس کند، و آن را قبله گیرد تا جهودان را باسلام و تصدیق وى رغبت بیشتر افتد. و گفتهاند که دو شب از ماه ربیع الاول شده بود که او را این نقل فرمودند، پس شانزده ماه بر آن بماند و مصطفى را صلى اللَّه علیه و آله و سلّم آرزو مىبود و مىخواست که قبله او با کعبه گردانند، دو معنى را: یک آنک کعبه قبله پدر وى ابراهیم بود، میخواست تا قبله وى همان باشد. دیگر آنک جهودان میگفتند محمد و یاران وى خود راه بقبله نمىبردند تا ما ایشان را بقبله خود راه ننمودیم ندانستند، پس چون جبرئیل ع حاضر شد مصطفى آن آرزو که در دل داشت با وى بگفت، جبرئیل گفت تو از من بر اللَّه گرامىترى و نواخت تو تمامتر است، از وى بخواه. مصطفى ع ادب کار فرمود بزبان نخواست، دانست که عالم الاسرار از مطلوب و مقصود وى آگاه است، و از خود گفته که «من شغله ذکرى عن مسئلتى اعطیته افضل ما اعطى السائلین»