۴۸ - النوبة الثانیة
قوله تعالى: اللَّهُ لا إِلهَ إِلَّا هُوَ الآیة... ابى کعب گفت رسول خدا صلّى اللَّه علیه و آله و سلم از من پرسید که اى آیة فى کتاب اللَّه عز و جل اعظم؟ گفت در کتاب خداى کدام آیة بزرگوارتر و شریفتر یا ابا المنذر گفتم خدا داناتر بآن و پس رسول وى، گفت سه بار این بپرسید، پس من گفتم، اللَّهُ لا إِلهَ إِلَّا هُوَ الْحَیُّ الْقَیُّومُ
فضرب فى صدرى، ثم قال «هنیئا لک العلم ابا المنذر! و الذى نفسى بیده، ان لها لسانا، یقدس الملک عند ساق العرش»
و خبر درست است که ابو هریره گفت کلید بیت الصدقه در دست من بود، و آنجا خرما نهاده، یک روز چون در بگشادم، دیدم که از آن خرما چیزى بر گرفته بودند، یک دو بار باز رفتم، هم چنان دیدم، با رسول خدا بگفتم، رسول گفت صلّى اللَّه علیه و آله و سلم این بار چون در روى، بگوى سبحان من سخرک لمحمد یعنى که آن شیطانست، و باین کلمه آشکارا شود. بو هریره چون در بگشاد این تسبیح بگفت، نگه کرد شیطان پیش وى ایستاده بود، بو هریره گفت یا عدو اللَّه انت صاحب هذا؟ این تو کردى؟ گفت آرى من کردم، و من بر گرفتم براى قومى درویشان جن، و از تو پذیرفتم که نیز نیایم. بو هریره دست از وى باز گرفت و رفت، پس دیگر بار باز آمد، رسول خدا صلّى اللَّه علیه و آله و سلم بو هریره را گفت چون در شوى همان تسبیح گوى تا وى را در بند خود آرى، بو هریره همان تسبیح گفت و وى را بگرفت وى بزینهار آمد و در پذیرفت که باز نیایم، پس خلاف کرد و باز آمد، بو هریره گفت این بار آنست که ترا بر رسول خدا برم، شیطان گفت مکن تا ترا چند کلمت بیاموزم: دعنى اعلمک کلمات ینفعک اللَّه بها اذا اویت الى فراشک، فاقرأ آیة الکرسى اللَّهُ لا إِلهَ إِلَّا هُوَ الْحَیُّ الْقَیُّومُ حتى تختم الآیة فانک لن یزال علیک من اللَّه حافظ و لا یقرّبک شیطان حتى تصبح، قال فخلیت سبیله، فاصبحت، فقال لى رسول اللَّه صلّى اللَّه علیه و آله و سلم ما فعل اسیرک؟ قلت زعم انه یعلمنى کلمات ینفعنى اللَّه بها، قال اما انّه صدقک و هو کذوب، تعلم من تخاطب منذ ثلاث لیال ذاک شیطان.