۲ - النوبة الثالثة
قوله تعالى: أَ لَمْ یَرَوْا کَمْ أَهْلَکْنا مِنْ قَبْلِهِمْ مِنْ قَرْنٍ الایة.
سر بخاک آورد امروز آنکه افسر بود دى
در جهان شاهان بسى بودند کز گردون ملک
تیرشان پروین گسل بود و سنانشان خون نگار
بنگرید اکنون بنات النعش وار از دست مرگ
نیزههاشان شاخ شاخ و تیرهاشان تار تار
تن بدوزخ برد امسال آنکه گردن بود پار.
جلال احدیت خبر میدهد از کمال عزت خویش، و بىنیازى وى از خلق خویش، و راندن حکم قهر بر ایشان بمراد خویش، میگوید: این مشرکان مکه خود در ننگرند، و عبرت در نگیرند بحال آن جباران و گردنکشان، که بروزگار خویش در دنیا ازینان برتر بودند، و بطش ایشان سختتر، و بجاى خویش متمکنتر، که ما ایشان را چون هلاک کردیم! و از خان و مان و وطن چون برانداختیم! خانههاى پر نقش و نگار بگذاشتند، و بساطهاى تکبر و تجبر درنوشتند، خسته دهر گشته، و در گرداب حسرت بمانده، جهان از خاک ایشان پرگشته، و نام و نشان ایشان از جهان بیفتاده: «هَلْ تُحِسُّ مِنْهُمْ مِنْ أَحَدٍ أَوْ تَسْمَعُ لَهُمْ رِکْزاً»؟ اى مسکین! زیر هر قدمى از آن خویش اگر باز جویى بسى کلاه ملوک را بیابى. و در هر ذرهاى ازین خاک اگر بجویى هزاران دیده مدعیان این راه بینى، که این ندا میدهد: «فَاعْتَبِرُوا یا أُولِی الْأَبْصارِ»: