۱۰ - النوبة الاولى
قوله تعالى: وَ إِذْ قالَ إِبْراهِیمُ لِأَبِیهِ آزَرَ ابراهیم گفت پدر خویش را آزر أَ تَتَّخِذُ أَصْناماً آلِهَةً بتان خود صورت کرده را بخدایى میگیرى و خدایان خوانى إِنِّی أَراکَ وَ قَوْمَکَ من ترا و قوم ترا مىبینم فِی ضَلالٍ مُبِینٍ (۷۴) در گمراهى آشکارا.
وَ کَذلِکَ نُرِی إِبْراهِیمَ هم چنان که هست با ابراهیم نمودیم مَلَکُوتَ السَّماواتِ وَ الْأَرْضِ آنچه از نشانهاى پادشاهى ما است در آسمان و زمین وَ لِیَکُونَ مِنَ الْمُوقِنِینَ (۷۵) و تا بود از بىگمانان.
فَلَمَّا جَنَّ عَلَیْهِ اللَّیْلُ چون شب درآمد بر وى و او مىخداوند خویش جست از زبر رَأى کَوْکَباً ستارهاى دید تا بان قالَ هذا رَبِّی گفت که خداى من اینست فَلَمَّا أَفَلَ چون نشیب گرفت ستاره قالَ گفت ابراهیم لا أُحِبُّ الْآفِلِینَ (۷۶) زیرینان را و نشیب گرفتگان را دوست ندارم.