۱۲ - النوبة الثالثة
قوله تعالى: وَ مَنْ أَظْلَمُ مِمَّنِ افْتَرى عَلَى اللَّهِ کَذِباً الایة دروغ نهادن و دروغ بستن بر اللَّه جل جلاله بحکم ظاهر و بر لسان تفسیر آنست که شرح دادیم، و در قصه مسیلمه و عیسى بیان آن کردیم، امّا بر زبان اهل اشارت و بر ذوق جوانمردان طریقت آن را سرّى دیگر است و رمزى دیگر، بحکم آن خبر که مصطفى (ص) گفت: «ان لکلّ آیة ظهرا و بطنا».
و حقیقت این سرّ آنست که هر که دعوى معرفت اللَّه کند بحقیقت مفترى است، که جلال احدیت از معرفت آب و خاک پاک و مستغنى است.
پیران طریقت ازینجا گفتهاند: من ذکر فقد افترى، و من صبر فقد اجترى، و من عرف فقد ابترى. و جنید گفته: اکبر ذبنى معرفتى ایّاه. مهینه گناه من شناخت وى است، یعنى که میگوید: وى مىپندارد و دعوى میکند که او را بسزاى او، بحقیقت حق او، بحدود عزت او بشناختم، و این شناخت از آدمى خود مىناید، و فهم و وهم او خود بدان نرسد، و این شناخت جز در علم ربوبیت نگنجد، که بحقیقت او خود را شناسد، و خود را داند. یقول اللَّه تعالى: وَ ما قَدَرُوا اللَّهَ حَقَّ قَدْرِهِ. نعت حدثان را بقدم راه نیست. و هر چه از پرگار قدرت بعالم جهلیت آمد، در اسر تلوین است، و تلوینات را بهیئت تمکین راه نیست. هر که راهبر او نظر و استدلال است بر پى خود مىرود، و هر که بر پى خود رود جز مغرور نیست، و هر که آرزومند معرفت است نصیب جوى است، و هر که نصیب جوى است جز خود پرور و خود پرست نیست: