۴ - النوبة الاولى

قُلْ هُوَ نَبَأٌ عَظِیمٌ (۶۷) گوى اى محمد آن خبرى بزرگ است.

أَنْتُمْ عَنْهُ مُعْرِضُونَ (۶۸) شما از ان روى گردانیده‏اید.

ما کانَ لِی مِنْ عِلْمٍ مرا دانش نبود و آگاهى، بِالْمَلَإِ الْأَعْلى‏ بآن جوق برترین از فریشتگان، إِذْ یَخْتَصِمُونَ (۶۹) که با یکدیگر خصومت مى‏کردند.

إِنْ یُوحى‏ إِلَیَّ بمن پیغام نیست إِلَّا أَنَّما أَنَا نَذِیرٌ مُبِینٌ (۷۰) مگر آنکه نیستم من مگر آگاه کننده باز نماینده‏اى.

إِذْ قالَ رَبُّکَ لِلْمَلائِکَةِ آن گه که خداوند تو گفت فریشتگان را، إِنِّی خالِقٌ بَشَراً مِنْ طِینٍ (۷۱) من مرد مى‏خواهم آفرید از گل.

فَإِذا سَوَّیْتُهُ چون وى را راست کردم، وَ نَفَخْتُ فِیهِ مِنْ رُوحِی و جان خویش درو دمیدم، فَقَعُوا لَهُ ساجِدِینَ (۷۲) او را بر روى افتید.