شمارهٔ ۱۷

نافه دارد زیر اندر گشاده بی شمار

لاله دارد زیر نافه در شکسته صد هزار

خانمان از رنگ و بوی او همیشه چون بهشت

روزگار از تار و پود او شکفته چون بهار

چشم زی رویش نگه کرد اندرو لاله شکفت

باد تا بویش بخود برکرد مشک آورد بار

چشم من گوهر فروش و زلف او عطار شد

زین کفم پر مشک ناب و زان پر از لؤلؤ کنار