شمارهٔ ۲۸ - در مدح سلطان محمود

ز عشق خویش مگر زلف آن پری رخسار

شکسته شد که چنین چفته گشت چنبروار

زره نبود و زره شد ز بس گره که گرفت

شب سیاه که دید از گره زره کردار

ز بسکه لعب نماید ز بسکه بوی دهد

گهی مشعبد خوانندش و گهی عطار

نگر که باد برو بر چگونه مستولبست

که گاه دایره سازد ازو و گه پرگار