شمارهٔ ۲۹ - ایضاً در مدح سلطان محمود

عارضش را جامه پوشیدست نیکویی و فر

جامه ای کش ابره از مشکت وز آتش آستر

طرفه باشد مشک پیوسته بآتش ماه و سال

و آتشی کو مشک را هرگز نسوزد طرفه تر

چون تواند دل برون آمد ز بند حلقه هاش

که برون نتواند آمد حلقه هاش از یکدیگر

هر که مشک نیک و دیبای نکو خواهد همی

معدن هر دو منم پس گو بیا وز من ببر