شمارهٔ ۳۶ - در مدح ابوالمظفر نصر بن ناصرالدین

نوروز فراز آمد و عیدش باثر بر

نز یکدیگر و هر دو زده یک بدگر بر

نوروز جهان پرور مانده ز دهاقین

دهقان جهان دیده ش پرورده ببر بر

آن زیور شاهانه که خورشید برو بست

آورد و همی خواهد بستن بشجر بر

بر گوهر او ابر مگر عاشق گشتست

کز دیده همی قطره چکاند بگهر بر