شمارهٔ ۵۸ - در مدح سلطان محمود غزنوی

گفتم نشان ده از دهن ای ترک دلستان

گفتا ز نیست ، نیست نشان اندرین جهان

گفتم که ساعتی ببر من فرونشین

گفتا که باد سرد زمانی فرو نشان

گفتم که باد سرد زیان داردت همی

گفتا ز باد سرد رسد لاله را زیان

گفتم که گلستانت همه ساله پرگلست

گفتا که گل غریب نباشد بگلستان