شمارهٔ ۲۶

دلبر صنمی دارم شکر لب و مرمر بر

مرمر ز برش خیزد شکر ز لبش بارد

عنبر بخم زلفش عبهر بدل چشمش

خنجر سر مژگانش عرعر بقدش ماند

.......................................

بتگر نکند چون او پیکر چو پری دارد