شمارهٔ ۱۰۲

سر زلف مشکین جانان من

مرا کشت و پیچید بر جان من

ایا ترک سیمین تن سنگدل

هویدا بتو راز پنهان من

دو ابرند زلف تو و چشم من

بعشق اندرون هر دو برهان من

ز مشکست بر سیم باران تو

ز خونست بر زرّ باران من