شمارهٔ ۶

رمضان موکب رفتن زره دور آراست

علم عید پدید آمد و غلغل برخاست

مرد میخوار نماینده بدستی مه نو

دست دیگر سوی ساقی که : می کهنه کجاست ؟

مطرب کاسد بی بیم بشادی همه شب (؟)

در سراییدن چنگست و در الحان نواست

نی و می هر دو بدور وی همی فخر کنند

بسرایی که دو فخرند کجا هر دو سزاست