شمارهٔ ۲۰

دی در آمد ز در آن لعبت زیبا رخسار

نه چنان مست بغایت ، نه بغایت هشیار

طربی در دل آن ماه نو آیین زنبیذ

اثری در سر آن لعبت زیبا رخسار

از زخم زلفش برگ سمنش غالیه پوش

سر زلفینش بر برگ سمن غالیه بار

رنگ نو دیدم بر عارض رنگینش دویست

بوی نو یافتم از زلفک مشکینش هزار