شمارهٔ ۳۵

از هری گر سوی اوغان شوی،ای باد شمال

باز گویی زهری پیش ملک صورت حال

گویی : آن شهر،کجا بود دل بخت بدو

شادمان همچو دل مرد سخی وقت نوال

بی تو امروز همی نوحه کند بخت برو

هم بران سان که عرب نوحه کند بر اطلال

جمله کاشانۀ آن شهر طلالند امروز

جغد کاشانه فرو برده بر اطراف طلال