شمارهٔ ۳۸

دوش در گردن شب عقد ثریا دیدم

نو عروسان فلک را بتماشا دیدم

رانده بودم همه شب گرد زوایای فلک

ماه را در فلک عقد ثریا دیدم

بود آوردۀ غواص شب از قلزم غیب

هر جواهر که درین قبۀ مینا دیدم

نیک فرخنده مهی بود ز شاخ طوبی

هر شکوفه که درین قبۀ خضرا دیدم