شمارهٔ ۴۳

ز تاب عنبر با تاب بر سهیل یمن

هزار حلقه شکست آن نگار عهدشکن

چه حلقه ای ؟ که معلق نهاد دام بلا

چه عنبری ؟ که معنبر نمود اصل فتن

گهی ز نافۀ مشکست ماه را زنجیر

گهی ز برگ بنفشه است لاله را خرمن

مرا ز آتش و یاقوت عارض و لب او

شدست جزع بآب فسرده آبستن