شمارهٔ ۵۰

مهرگان نو در آمد ، بس مبارک مهرگان

فال سعد آورد و روز فرخ و بخت جوان

ملحم دینارگون پوشید باغ مشکبوی

زان سپس کش فرش و کسوت بود برد و پرنیان

برگ چون دینار زراندود شد بر شاخسار

آب چون سوهان سیم اندود شد در آبدان

تا چو سرما خورده مردم زرد و لرزان شد درخت

همچو کانونی پراخگر گشت نار از ناردان