شمارهٔ ۵۷

مرا درین تن و این دیدۀ چو لاله ستان

همی فزاید نور و همی فروزد جان

وزین فروزش جان و از آن فزایش نور

نداد بهره از آن چهره جز مرا یزدان

اگر بچشم کسان دلربای من نه نکوست

سپاس از آن که نکوی منست و زشت کسان

ز گرگ چون رمه ایمن بود چنان نبود

که در فراغ تن آسان بود همیشه شبان