شمارهٔ ۶۲

چو کوس عید ز درگه بکوفتند پگاه

پگاه رفت بعید آن نگار زی درگاه

بشاخ سوسن آزاد برفگنده قبا

ببرگ سنبل خوشبوی بر نهاده کلاه

بهر زمین که بر افگنده سایۀ رخ و زلف

گل سپید بر و توده گشت و مشک سیاه

ز روی و قدش بر سرو ماه پیدا شد

بجوشن اندر سرو و بمغفر اندر ماه