شمارهٔ ۳۵

ای زلف و عارض تو به هم ابر و آفتاب

با بوی مشک و رنگ بَقَم ابر و آفتاب

بایسته آفرید و بدیع آفریدگار

هم زلف و عارض تو به ‌هم ابر و آفتاب

گه‌گه ز رَشک زلف تو و شرم عارضت

باشند جفت حسرت و غم ابر و آفتاب

از غم بود که گاه نهار و گه کسوف

دارند روی خویش دژم ابر و افتاب