شمارهٔ ۶۸

چه گوهرست که کانش خُم دَهاقین است

به رنگ لالهٔ نَعمان و بوی نسرین است

به مجلس ملکان همنشین زیر و بم است

به بزم ناموران مونس ریاحین است

نه آینه است ولیکن درو به‌دست بتان

خیال زلف گرهگیر و جَعد پرچین است

ز روی هزل و‌ کنایت عصای پیران است

ز روی جدّ و حقیقت نشاط غمگین است