شمارهٔ ۷۳

چه صورت است که بی‌جان بدیع رفتارست

چه پیکرست که بی‌دل شگفت‌ گفتارست

مساعد قدرست او و ترجمان قضاست

وزیر عقل و وکیل سپهر دوارست

به تیر ماند و او را به‌قیر پیکان است

به مرغ ماند و او را ز قار منقارست

به پای بسته ولیکن به فرق او سر اوست

به تن درست ولیکن به‌ روی بیمارست