شمارهٔ ۱۰۵

تا نگار من ز سنبل بر سمن پر چین نهاد

داغ حسرت بر دل صورتگران چین نهاد

زلف او برگل ز عود خام خَم در خَم فکند

جَعد او بر مه ز مشک ناب چین بر چین نهاد

آنکه در یاقوت مشک آگین او شکّر سرشت

قُوت عشّاق اندر آن یاقوت مشک آگین نهاد

هر دلی‌کز سرکشی ننهاد سر برهیچ خط

زیر زلف او کنون سر بر خط مشکین نهاد