شمارهٔ ۱۱۸

ز فَرّ باد فروردین جهان چو خلد رضوان شد

همه‌ حالش دگرگون‌ شد همه‌ رسمش دگرسان شد

توانگر گشت و خوش‌طبع و جوان از عدل فروردین

اگر درویش‌ و ناخوش طبع و پیر از جور آبان شد

حلی بست و حلل پوشید باز اندر مه نیسان

اگر در ماه تشرین از حلی وز حله عریان شد

گل اندر گل مرکب کرد بوی باد نوروزی

چو از گل‌ گل پدید آمد گلستان چون‌ گلستان شد