شمارهٔ ۱۲۲

ترک من چون زلف بگشاید جهان مشکین‌ کند

هرکه بویش بشنودگوید که آن مشک این‌ کند

ور نسیم خط و رخسارش رسد بر آسمان

سنبله پرسنبل و نثره پر از نسرین‌ کند

ورگذر یابد زمانی بر لبش باد صبا

هر نبات تلخ را باد صبا شیرین‌کند

چون ز جعد زلف بنماید نگارین روی خویش

خانه‌ها را چون نگارستان هندوچین کند