شمارهٔ ۱۲۸

اگر چه خرمی عالم از بهار بود

همیشه خرمی من ز روی یار بود

چو من به‌ خوبی و آرایش رُخش نگرم

چه جای خوبی آرایش بهار بود

سرشک ابر اگر افزون بود به‌ وقت بهار

سرشک من بَدَل هر یکی هزار بود

اگر زآب بود بر هوا همیشه بخار

مرا ز عشق به‌ چشم اندرون بخار بود