شمارهٔ ۱۲۹

تا دلم عاشق آن لعل شکربار بود

دیدهٔ من صدف لؤلؤ شهوار بود

صدف لؤلؤ شهوار بود دیدهٔ آنک

دل او عاشق آن لعل شکر بار بود

نَخَلد ناوک آن نرگس خونخوار دلم

تا سلیح دلم آن زلف زره‌دار بود

اگر آن زلف زره‌دار سلاحش نبود

خستهٔ ناوک آن نرگس خونخوار بود