شمارهٔ ۱۳۴

آمد آن فصلی ‌کزو طبع جهان دیگر شود

هر زمین از صنعت او آسمان پیکر شود

باغ او مانند صورتخانهٔ مانی شود

باغ ازو مانند لعبت‌خانهٔ آزر شود

کوهسار از چادر سیماب‌گون آید برون

چون عروس باغ در زنگارگون چادَر شود

گاه پرکوکب شود بی‌گنبد اخضر درخت

گاه بی‌کوکب چمن چون‌گنبد اخضر شود