شمارهٔ ۱۵۴

به‌گوش بر منه ای ترک زلف تافته سر

مکن دلم ز دو زلفین خویش تافته تر

که من شوم به سرکوی عشق تافته دل

چو بر نهی به سرگوش زلف تافته سر

دو زلف تو چوکند زرد و سرخ‌روی مرا

کند ز غمزه کبود آن دو چشم جادوگر

گهی دو سنبلت از لاله شنبلید کند

چو بر نهی به سرگوش زلف تافته بر