شمارهٔ ۱۷۷
صد زره دارد ز سنبل بر گل آن شیرین پسر
حلقههای آن زرهها سر زده در یکدگر
ای عجب آن حلقهها کز بهر آشوب و بلا
گاه پیش گل سپر باشند و گاهی گل سپر
زلف او در اصل کوتاه است و هر روزی به قصد
از سرش لختی ببرد تا شود کوتاه تر
در شریعت دزد را باید بریدن دست و پا
زلف او دل دزد شد بس چونش ببریدند سر!