شمارهٔ ۱۹۰

همیشه بر گل و نسرین دو زلف آن بت دلبر

یکی‌کارد همی سنبل یکی بارد همی عنبر

به سان چنبر و چوگان خمیدستند هر ساعت

یکی بر مه زند چوگان یکی برگل‌ کشد چنبر

ز روی و بوی آن دلبر دو برهان است عالم را

یکی بر ملت تازی یکی بر مذهب آزر

نه ایمان است و نه‌کفرست روی و موی او لیکن

یکی شد حجت مؤمن یکی شد حجت‌کافر